print نسخه چاپي
مرامنامه
باسمه تعالي
مرامنامه جمعيت پيشرفت و عدالت ايران اسلامي
1- مقدمه: انقلاب اسلامی در پرتو «کلمه توحید و توحید کلمه» به پیروزی رسید، و در قالب «جمهوری اسلامی» متبلور گشت و با حکمت ویژه و متمایزی که آمیزه «پایایی» (اصول و ارزش‌ها) و «پویایی» (اصلاح و مصلحت‌ها) است تداوم یافته است. انقلاب، پویشی به اتکای ارزش‌های اصیل دینی و تلاشی در راستای اثبات توانایی دین جهت سامان دادن زندگی شایسته در بستر دنیای جدید بود، اندیشه‌ای که از سوی امام راحل عظیم ایشان و یاران ایشان، با اندیشه حکومت اسلامی وارد بعد عملی شد و با اتکای به هویت اندیشی، عقلانیت، اعتدال و تعهد مسیری را گشود که حیات 30 ساله پربار جمهوري اسلامی در ادامه آن قابل بررسی است و تردیدی نیست که بر همه فرزندان انقلاب و دغدغه‌مندان نظام اسلامی وظیفه است که در هر برهه از حیات انقلاب به قدر توان خود به نقش آفرینی در امور و موضوعات مبتلا به بپردازند. باور مجموعه آن است که دو ضرورت مرحله کنونی حیات انقلاب عبارتند از:
1. ضرورت درک و دریافت عمیق‌تر، مؤمنانه‌تر و متعهدانه‌تر از اصول و ارزش‌های دینی.
2. ضرورت ارتقاء روزافزون کارآمدی نظام دینی بر بستر دنیای جدید و فرصت‌های ناشی از آن.
لذا جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی تمام کسانی را که با تمام وجودشان این دو نیاز را درک و وجدان کرده‌اند همدلی و همکاری در چارچوب اندیشه و عمل «اصول‌گرایی اصلاح‌طلبانه» دعوت می‌نماید، امید است که هر کدام با هوشمندی و تلاش شایسته بتوانیم در تحکیم و بهبود مسیر درست حرکت کشور و نظام اسلامی نقش خویش را به خوبی ایفاء نماییم.
2- عنوان جمعیت: «جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی»
عنوان جمعیت برآمده از آرمان‌های حقیقی انقلاب اسلامی و فرمایشات امام (ره) و رهبری معظم انقلاب است که در چشم‌انداز خود ایجاد جامعه‌ای توسعه‌یافته بر بنیاد هویت اسلامی و ملی این مردم را تصویر نموده است که عدالت ویژگی ذاتی آن می‌باشد.
3- مشی‌جمعیت: اصولگرایی اصلاح‌طلبانه:
مجموعه به پیروی از سیرة نظری و عملی امام خمینی (ره) و اندیشه‌ها و بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری که راه صحیح را «اصولگرایی اصلاح‌طلبانه» نامیده‌اند، مشی خود را بر این مدار تعیین نموده است. در این تعبیر اصول‌گرایی، اتکای جمعیت به مجموعه‌ای از اصول ارزشی و هویتی فرازمانی و تغییر ناپذیر و اصلاح‌طلبی به معنای استفاده از روش‌ها و ابزارهای نوشونده در هر زمان است.
4- اهم دیدگاه‌ها و مواضع:
الف) حوزه سیاسی:
1. هویت انقلاب اسلامی و نظام ما برپایه حاکمیت خداوند بر تمام شئون زندگی بندگان تعریف می‌شود.
2. وجود محور «ولایت فقیه» در ساختار جمهوری اسلامی کارکرد و خصلت اصولگرایی و اصلاح‌طلبی را در نظام ما تضمین می‌‌کند چرا که اقتضای فقاهت مراعات اصول و ملاحظه مقتضیات زمان است.
3. جمهوری اسلامی تبلور مردم‌سالاری دینی است که جمهوریت و اسلامیت، دو وجه سکة مقبولیت و مشروعیت‌اند و «ترکیبی حقیقی» دارند نه انضمامی.
4. قانون اساسی، برداشتی مترقی از اسلام عزیز است که نگرشی جامع می‌توان از ظرفیت‌های بالای آن استفاده کرد.
5. منطق اعتدال حکم می‌نماید که در ارزیابی کارنامه دوره‌های گوناگون انقلاب اسلامی باید بر دو وجه دستاوردها و ضعف‌ها، به صورت همزمان، توجه شود. یکسویه‌نگری در مورد دوره‌ها، خطری است که قضاوتهای ما را تهدید می‌کند.
6. هسته مرکزی تلاش دغدغه‌مندان آینده نظام و کشور باید ارتقای کارآمدی نظام جهت پاسخگویی به نیازهای مردم باشد که تحقق آن جز از مسیر تحقق توسعه در شکلی بومی، عادلانه و پایدار ممکن نیست.
7. سیاست خارجی در مرز حساس میان آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی قرار دارد و رویکرد اصولگرایی اصلاح‌طلبانه قادر به ترکیب ایندو با یکدیگر و برقراری تعاملی سازنده و مبتنی بر فرصت‌ها با جهان می‌سازد.
8. تأمین حقوق و آزادی‌های سیاسی و مدنی در قالب قانون اساسی و مواضع اصولی و پرهیز از خودرایی و تفسیرهای تنگ‌نظرانه از ضرورت‌های حیاتی پایایی و پویایی نظام اسلامی است.
ب) حوزه اقتصادی:
1. عرضه اقتصادی از محوری‌ترین حوزه‌هایی است که پویایی آن بعد مهمی از کارآمدی نظام اسلامی را تأمین خواهد نمود.
2. شکوفایی اقتصادی مردم نیازمند ایجاد محیط مناسب اقتصادی، حمایت از سرمایه‌گذاری، خصوصی‌سازی، سامان‌مند کردن نحوه مداخله دولت در اقتصاد، شفافیت مقررات اقتصادی، استفاده صحیح از نفت، توجه به بازار جهانی و التزام به برنامه‌های راهبردی نظام است.
3. عدالت ارزشی ذاتی در نظام اقتصادی اسلام است که به معنای، کاهش فاصله طبقاتی، توزیع متوازن ارزش‌های اقتصادی و فرصت‌ها، مبارزه با فساد و رانتخواری، شایسته‌ سالاری در عزل و نصب‌ها و توجه به مناطق محروم است.
4. عدالت و تحقق واقعی آن تنها بر پایه یک اقتصاد پویا و توسعه یافته ممکن می‌شود.
ت) حوزه فرهنگی:
1. ماهیت فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی، ماهیتی فرهنگی است و از این رو توجه به این حوزه باید محور تلاش‌ها و کوشش‌‌ها برای آینده باشد.
2. ماهیت فرهنگی انقلاب اقتضا دارد که در همه برنامه‌ها و عملکردها،‌ فرهنگ و اقتضائات خاص مورد توجه جدی قرار گیرد.
3. ساماندهی امور فرهنگی کشور، نیازمند نگاهی جامع و درون فرهنگی است که اقتضائات حوزه فرهنگ را شناخته و سیاست‌گذاری خود را از درون آن استخراج می‌کند.
4. مهندسی فرهنگی مدنظر مقام معظم رهبری باید محور تمام تلاش‌ها و اقدامات در حوزه فرهنگ باشد.
5. تولید علم و علم محوری نیازی است که توسعه کشور عمیقاً منوط به آن است و تأمین شرایط آن نیازمند تثبیت آزادی و آزاد اندیشی در حوزه فرهنگ است.
ث) حوزه اجتماعی:
1- حوزه اجتماعی، حوزه تعاملات میان افراد است و بی‌توجهی به این حوزه باعث بروز مشکلات و مسائل عدیده‌ای در جامعه ایرانی شده است.
2- برای حل و کنترل مسائل اجتماعی جامعه ایران، ما نیازمند شکل دادن به یک «گفتمان اجتماعی» هستیم که شأنی مستقل به مسائل اجتماعی اعطا نماید.
3- خانواده محور انسجام یک جامعه است و انسجام بخشی و تقویت جایگاه آن در جامعه نیازمند کاهش فشارهای محیطی بر این نهاد می‌باشد.
4- سرمایه‌های اجتماعی، رشته‌های پیوند و وحدت در یک جامعه‌اند و تقویت آنها ضرورتی است که جامعه ما عمیقاً بدان نیازمند است.